چه خبر خوبین خوشین ؟
بنده که همانند کلاغی طفلکی درون گل فرو رفته ام نافرم
.اضطراب این امتحانای کوفتی داره از الان میاد سراغم.روز ۸/۹ یا شایدم ۹/۹ سه تا امتحان دارم
.از ۸ صبح تا ۳ بعد از ظهر .
اصلا هم موقع انتخاب واحد کور نبودم فقط نمی دونم چرا یکم حس دهقان فهمیده فداکار و خرخون بهم دست داد
و به همین جهت اینجوری انتخاب واحد کردم.و چنین شد که مثل خر (شما کلاغ بخونید) تو گل فرو رفتم.
دیروز از ساعت ۹صبح تا ۷ عصر کلاس داشتم .وسط یکی از این کلاس ها این استاد کوفتیمون رفت دیگه هم برنگشت و کلاس تعطیل شد ما هم به علت گشنگی مفرط دویدیم به سمت تریا دانشگامون و هنوز نرسیده تو داد زدیم لطفا ۵ تا کوکتل پنیری با سس و نوشابه .
خانم مسئول تریا لبخندی زد و گفت عزیزم نون نداریم
.من و دوست هام از فرط گشنگی و خستگی و نا امیدی
همونجوری ولو شدیم و به خوردن غذای بد مزه سلف رضایت دادیم ...
من نمی دونم چه کسی این برنامه غذایی رو داده اما هرکی هستش مثل اینکه علاقه شدیدی به کباب کوبیده داشته
.
چون دو روز در هفته کباب کوبیده گذاشته ...
بعد هم گوگولی کلاسش تموم شد اومد دم دانشگاهه من دنبالم و رفتیم علافی ...![]()


