تبليغاتX
DaisypathAnniversary Years Ticker کلاغ کوچولو

سلام به همه ی خوکشلا

چه خبر خوبین خوشین ؟

بنده که همانند کلاغی طفلکی درون گل فرو رفته ام نافرم.اضطراب این امتحانای کوفتی داره از الان میاد سراغم.روز ۸/۹ یا شایدم ۹/۹ سه تا امتحان دارم.از ۸ صبح تا ۳ بعد از ظهر .

اصلا هم موقع انتخاب واحد کور نبودم فقط نمی دونم چرا یکم حس دهقان فهمیده فداکار و خرخون بهم دست داد و به همین جهت اینجوری انتخاب واحد کردم.و چنین شد که مثل خر (شما کلاغ بخونید) تو گل فرو رفتم.

دیروز از ساعت ۹صبح تا ۷ عصر کلاس داشتم .وسط یکی از این کلاس ها این استاد کوفتیمون رفت دیگه هم برنگشت و کلاس تعطیل شد ما هم به علت گشنگی مفرط دویدیم به سمت تریا دانشگامون و هنوز نرسیده تو داد زدیم لطفا ۵ تا کوکتل پنیری با سس و نوشابه .

خانم مسئول تریا لبخندی زد و گفت عزیزم نون نداریم .من و دوست هام از فرط گشنگی و خستگی و نا امیدی همونجوری ولو شدیم و به خوردن غذای بد مزه سلف رضایت دادیم ...

من نمی دونم چه کسی این برنامه غذایی رو داده اما هرکی هستش مثل اینکه علاقه شدیدی به کباب کوبیده داشته.

چون دو روز در هفته کباب کوبیده گذاشته ...

بعد هم گوگولی کلاسش تموم شد اومد دم دانشگاهه من دنبالم و رفتیم علافی ...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 8:57  توسط کلاغ پر سیاه  |