سلام به همه
یک سرمایی خوردم که الهی دشمن هام نخورن
این سرما رو هم از گوگولی خان گرفتم
.
اول اوون سرما خورد بعد هم چون می خواست من مریض نشم شب های بیماری اش رو روی کاناپه به صبح رسوند
.
من هم یکی دو بار یه سوپ ساده درست کردم و چون امتحان داشتم دیگه کاری نکردم![]()
تا اینکه من مریض شدم و تو خونه افتادم
گوگولی خسته وکوفته از سر کار اومد
.منم خودمو زدم به خواب
.
دیدم یواش اومد تو اتاق و رفت بیرون .بعد از نیم ساعت هم با یک لیوان آب لیمو شیرین و شلغم ویک کاسه سوپ و دارو اومد تو اتاق و ما را بسی شرمگین کرد.![]()
جا دارد اینجا همین جا از زحمات گوگولی جان در دوران سرما خوردگی ام تشکر کنم.![]()
![]()
![]()
عزیزم هزاران بار می
مت.
پ ۱:سوپ تهیه شده گوگولی از نوع مگی (آماده )بود
.
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 12:13 توسط کلاغ پر سیاه
|


